جمعه, فروردین ۱۴, ۱۳۹۹
آموزشاجتماعیسبک زندگیهنر زندگی

چگونه می توان همیشه شاد بود؟

بررسی روان‌شناسان و روان پزشکان ثابت کرده است که عوامل زیستی و روانی، هر دو در شاد بودن دخالت دارند یعنی هم ژنتیک و محیط خانواده و هم جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، می‌تواند بر احساس شادمانی ما اثرگذار باشد

Children dancing Geneva 1 750x460 - چگونه می توان همیشه شاد بود؟

دکتر محسن رحیم‌نیا، روانپزشک، معتقد است: بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد که نهایتا نگاه خود ما به دنیا، به خودمان و به آینده است که تعیین‌کننده میزان شادمانی ماست.

بر این اساس، با تغییر نگرش می‌توانیم زندگی شادتری داشته باشیم. فقط باید راهکارهای عملی برای شادتر زیستن را یاد بگیریم و آنها را به کار ببندیم.

olgoo1111111111111111111111111111111 e1578811833142 - چگونه می توان همیشه شاد بود؟

چگونه می توان همیشه شاد بود ؟

این فلوشیپ اختلالات روان تنی تاکید می‌کند: یکی از مهم‌ترین راه‌های شاد زیستن، آرزوپردازی، برنامه‌ریزی و گام برداشتن در مسیر آرزوهای شخصی است.

البته بسیاری از عوامل تعیین‌کننده شادی در اختیار ما نیستند (مانند نقشی که هورمون‌ها یا مزاج در شاد بودن دارند)، ولی ما می‌توانیم با تغییر در نگرش و عملکرد، سهم مهمی در شادزیستن خودمان داشته باشیم.

شادی در ژن شماست

بی‌شک نمی‌توان منکر شد که بعضی افراد، ذاتا شادتر از دیگران هستند و با مسائل ساده‌،‌ احساس سرخوشی و شادی می‌کنند و برخی دیگر، براحتی احساس شادی نمی‌کنند.

روجا لاریجانی، روان‌شناس بالینی می‌گوید: در عین این که شغل ثابت، درآمد کافی و زندگی خانوادگی رضایت‌بخش، مولفه‌های مهمی در احساس شادی فرد هستند،‌ اما تحقیقات زیادی نشان داده است که احساس شادی می‌تواند به زمینه ژنتیک فرد هم مربوط باشد.

در واقع تا حدی احساس شادی به شخصیت و عوامل ژنتیک فرد برمی‌گردد. اگر احساس شادی نمی‌کنید الزاما اتفاق غیرعادی نیفتاده، اما راه‌هایی وجود دارد که می‌توان با کمک آنها احساس شادی خود را افزایش داد.

23565 e1578811913573 - چگونه می توان همیشه شاد بود؟

تلاش فراوان و توقع اندک

به گفته دکتر رحیم‌نیا، افرادی که برای کمترین تلاش‌های خود، انتظارات فراوان دارند، کمتر از دیگران از زندگی‌شان راضی و خوشحال خواهند بود. پس اگر می‌خواهیم زندگی شادتری داشته باشیم،‌ باید از توقعاتمان کم کنیم و بر سعیمان بیفزاییم.

لاریجانی می‌افزاید:‌ باید به خودمان و تفریحات خاص خودمان و ورزش نیز بپردازیم. همیشه لازم است وقت‌هایی را برای این گونه فعالیت‌ها بگذاریم.

اشتغال زیاد به مسائل زندگی باعث می‌شود از تفریح کردن غافل شوید. پس در هر شرایطی که هستید،‌ بخشی از روز را به تفریح و بازی اختصاص دهید.

با افراد شادتر در ارتباط باشید

یادتان باشد، ‌افسرده دل افسرده کند انجمنی را یعنی شادمانی هم به اندازه افسردگی مسری است.

بر این اساس، دکتر رحیم‌نیا می‌گوید: افرادی هستند که مجاورت آنها به ما انگیزه و امید و اعتماد به نفس می‌دهد. معاشرت با اینها، گوهری گرانقدر است که ما را پر از انرژی می‌کند.

یادمان باشد،‌ ما هم در قبال دیگران همین وظیفه را داریم. گاهی با یک جمله زیبا می‌توانیم اطرافیانمان را شاد کنیم؛‌ مثلا با گفتن نظر مثبتمان درباره زیبایی یا هوش یا متانت آنها یا این که مرتب به یادشان بیاوریم که چقدر دوستشان داریم.

لاریجانی در این باره می‌افزاید: ممکن است افراد خوبی اطراف شما باشند که از آنها فاصله گرفته‌اید. ارتباط بیشتر با افراد صمیمی، حس آرامش و امنیت را بالا می‌برد و باعث بهبود خلق می‌شود.

پس دوستان خوب قدیمی را کنار نگذارید و با آنها حتی به صورت تلفنی در ارتباط باشید. از افرادی که به شما حس منفی می‌دهند،‌ پرهیز کنید. آنها زندگی را برای شما سخت می‌کنند.

با ترس‌هایمان بجنگیم

شاید باورش دشوار باشد، ولی هنوز افرادی هستند که از ترس چشم خوردن، خودشان را از برخورداری از بسیاری داشته‌هایشان محروم می‌کنند؛‌ مثلا ترجیح می‌دهند منزل کوچک‌تری داشته باشند، با وجود این که استطاعت خانه بزرگ تر را دارند، مبادا که چشم بخورند!

دکتر رحیم‌نیا با بیان این مطالب می‌گوید: غلبه بر ترس‌های بی‌مورد، گامی به سوی شادکامی است.

نقش قربانی را کنار بگذارید

یکی از رایج‌ترین مانع‌ها در برابر شادبودن، جاذبه‌ای است که در داشتن نقش قربانی نهفته است. جمله «فقط به خاطر بچه‌هام، بیمارانم، کشورم، و…» را زیاد می‌شنویم.

دکتر رحیم‌نیا معتقد است: در این نوع فرهنگ، رنج کشیدن نه‌تنها به یک ارزش تبدیل می‌شود، بلکه به آن یک معنای ثانوی فداکاری هم اضافه می‌شود.

مشکل اینجاست که گویی اگر در زندگی‌مان جایی را برای لذت بردن و شادبودن خودمان داشته باشیم، دیگر نمی‌توانیم آن تصویر معنوی فداکار را داشته باشیم. بنابراین ترجیح می‌دهیم خودمان را از بسیاری خوشی‌ها محروم کنیم.

غذاهای شادی‌آور بخورید

امروزه درباره رابطه بین مواد غذایی و اثر آنها بر مغز بررسی‌های زیادی شده است و چند ماده موثر که خلق را بهبود می‌بخشند و احساس شادی را بیشتر می‌کنند، پیدا شده‌اند.

به گفته لاریجانی،کلسیم، آهن، امگا۳ و اسیدهای چرب، ویتامین B6، B12، کروم، منیزیم، ویتامین D و روی با تاثیراتی که بر مغز دارند، باعث افزایش حس سرزندگی و خوشحالی می‌شوند .

بی شک با خوردن موادی چون گردو، قهوه، شکلات، ماست،سبزیجات و میوه‌ها بویژه زردآلو، انار، تربچه، قارچ و چای سبز می‌توانید شادی‌تان را افزایش دهید.

منتظر نباشید که شادتان کنند

برای شاد بودن، وجود شرایط خاص یا افراد خاص ضروری نیست و هیچ کس قادر نیست ما را شاد کند، مگر خودمان.

افرادی که ناخودگاه خود را شایسته شادی نمی‌دانند، تلاشی برای به دست آوردن آن نمی‌کنند. عده‌ای آن را محصول شانس می‌دانند و باور ندارند خودشان می‌توانند شادی را به زندگی خود بیاورند، اما واقعیت این است که خود ما در شاد بودنمان خیلی نقش داریم.

اگر همه کارها و فعالیت‌های خود را محدود به یک نفر یا یک کار کنیم، این وضعیت باعث نگرانی مداوم از دست دادن می‌شود که به نوبه خود، حس شادی و لذت بردن را به طور چشمگیری کاهش می‌دهد. پس بهتر است برای شاد بودن، فعالیت‌های مختلف و روابط متنوع داشته باشیم.

به یاد داشته باشید که اگر فکر کنید باید فلان شغل یا موقعیت یا ماشین را داشته باشید تا شاد باشید، شادی امروزتان را از دست می‌دهید.

چگونه می توان همیشه شاد بود ؟

بهترین راه برای شاد بودن این است که از خصوصیات افراد شاد پیروی کنید، یکی از راه های شاد بودن ، توجه به آدم های اطراف است چون ما ۹۰ درصد وقت مان در ارتباط با دیگران می گذرد و اگر مهارت ارتباط بادیگران و درک آنها را نداشته باشیم ، نمی توانیم شاد زندگی کنیم.

به همین سادگی ، شما باید سعی کنید افرادی را که با آن ها در تماس هستید کاملاً بشناسید ، به حرف آنها گوش کنید، به آن ها احترام بگذارید ، با صداقت با آن ها صحبت کنید ، تشویق شان کنید ، از آن ها حمایت کنید و درباره تفاوت ها و اختلاف نظرهایتان گفت و گو کنید .

اما واقعیت این است که رعایت کردن این هفت عادت در تمام زندگی به همین آسانی ها هم که فکر می کنید نیست.

۱- مروری بر رفتار خودتان داشته باشید :

امروز صبح با افراد خانواده تان یا همکارانتان چه طور صحبت کردید ؟

آیا دقیقاً به حرف هایشان گوش دادید یا یک گوش تان در بود و آن یکی دروازه ؟

آیا آن ها را برای کاری که قرار بود امروز انجام دهند تشویق کردید ؟

آیا آن ها را حمایت کردید و به آن ها گفتید اگر به کمک احتیاج داشته باشند شما می توانید کمکشان کنید ؟

آیا سر میز صبحانه چهار دانگ حواستان به خوردن صبحانه و نوشیدن چای بود؟

۲- دیگران را درک کنید :

زمانی را برای شنیدن صحبت های کسانی که با آن هازندگی می کنید ، در نظر بگیرید . چه افراد خانواده تان باشند یا هم اتاقی های خوابگاه دانشجویی . به هر حال شما با آن ها زندگی می کنید و باید وقتی برای آن ها درنظر بگیرید.

در این لحظات نه تلویزیون تماشا کنید نه با تلفن همراه صحبت کنید .لازم نیست درباره شلوغی و ترافیک خیابان صحبت کنید ، فقط شنونده باشید و اجازه دهید که حرفشان را بزنند و موضوعات شان را با شما در میان بگذارند.

۳- از رؤیا کمک بگیرید:

چشم هایتان راببندید و خودتان را تصور کنید که یک فرد کاملاً شاد هستید که در رابطه با دیگران هیچ مشکلی ندارید و می توانید مشکل آن ها را به راحتی حل کنید.

تصور کنید فردی شما را ناراحت کرده و شما به جای این که عصبانی ، ناراحت و افسرده شوید ، با آرامش مشکل را حل می کنید ، خوب می دانید که چطور باید با این مشکل برخورد نمایید.

یک نفس عمیق بکشید و از خودتان بپرسید چطور می خواهید زندگی کنید ؟ در پاسخ تان بگویید می خواهم دیگران را دوست داشته باشم و دیگران هم مرا دوست داشته باشند، بعد فکر کنید که برای این خواسته تان چه کار کرده اید.

۴- غصه نخورید :

خودتان رابرای موضوعات بی اهمیت ناراحت نکنید. سعی کنید درباره موضوعات فکر کنید و ببینید آیا واقعاً ارزش این را دارند که خودتان و دیگران را ناراحت کنید؟ اگر پاسخ منفی بود ، موضوع را فراموش کنید . اگر کمی گذشت داشته باشید ، می توانید شادتر زندگی کنید.

۵- واقعیت را قبول کنید:

شما باید این واقعیت را بپذیرید که تنها کسی که می توانید تغییر دهید ، خودتان هستید. اگر همسرتان کاری کرد که به شدت ناراحت و عصبانی شدید ، خیلی سخت نگیرید و سعی نکنید او را تغییر دهید.

اول خوب فکر کنید و ببینید آیا می توانید خودتان کاری کنید که این مشکل برطرف شود یا نه. اگر با دیگران اختلاف نظری داشتید که خیلی برایتان مهم بود و نمی توانستید شرایط را تحمل کنید، سعی کنید درباره موضوع با هم مذاکره و گفت و گو کنید. ریشه های مشکل را بررسی کنید و سعی کنید راه حلی پیدا کنید تا شرایط برای هر دو طرف قابل قبول باشد.

۶- الگو انتخاب کنید :

سعی کنید در زندگی تان یک الگو انتخاب کنید و در شرایط سخت و دشوار و تصمیم گیری های حیاتی قبل از این که خودتان تصمیم بگیرید ، اول فکرکنید که الگوی مورد نظرتان اگر در این شرایط قرار می گرفت، چه طور باموضوع برخورد می کرد و سپس سعی کنید شما هم تصمیمی شبیه او انتخاب کنید.

۷- بخوانید و بنویسید:

سعی کنید درباره شاد بودن و روش های شاد زندگی کردن تا می توانید اطلاعات به دست آورید ،کتاب بخوانید،مجلات ، مقالات و روزنامه های مربوط به این موضوع را مطالعه کنید و سعی کنید هر روز معلومات خود را در این باره افزایش دهید .

برای این که مطالب رافراموش نکنید ، یک دفتر یادداشت داشته باشید و نکاتی که به نظرتان جالب می آید ،یادداشت کنید و هر وقت فرصت کردید آن ها را مرور کنید.

چگونه می توان همیشه شاد بود ؟

در توضیح اثرات سودمند خنده می توان به تأثیر آن بر بهبود عملکرد رگ های خونی و فواید بی شمار خنده بر قلب اشاره کرد.

این روزها ، هر طرف را که نگاه می کنی ، مردمی را می بینی که غمگین اند، غصه دارند یا اگر هیچ غمی نداشته باشند ، عادت کرده اند خودشان به دنبال غم و غصه بگردند.

انگار یادشان رفته ما ایرانی ها ، بهانه های بزرگی برای شاد بودن و خندیدن نمی خواهیم و در فرهنگ مان ، ضرب المثلی نظیر خنده بر هر درد بی درمان دواست را داریم!

تحقیقات مختلفی که در سرتاسر جهان روی تأثیرات خنده بر سلامت انجام شده هم بیانگر این حقیقت است که شاید خنده واقعاً بهترین دارو باشد؛ خنده ، فشارهای زندگی روزمره را کاهش می دهد و باعث بالارفتن کیفیت واکنش ها در محیط کار می شود، استرس را از بین می برد و واکنش بدن راهنگام فشارهای عصبی تغییر می دهد.

با این همه تنها در یک مورد است که دانشمندان در رابطه با خندیدن ، هشدار داده اند و آن در بیماران مبتلا به آسم است.

زنان بیشتر از مردان می خندند

دانش بشری آن چنان پیشرفته شده است که برای هر عامل تأثیر گذاری بر سلامت ، رشته ای تخصصی در نظر گرفته و به کمک آن ، ابعاد مختلف قضیه را به شکلی علمی و تخصصی بررسی می کند.

مثلاً بررسی روان شناختی و تن شناختی خنده با اسم ژلاتولوژی (gelatology) به مفهوم خنده شناسی معرفی می شود و پژوهشگران موضوع خنده یا ژلاتولوژیست ها هم می کوشند تا به ماهیت خنده هم پی برده و به این سؤال که چرا انسان می خندد ، پاسخی علمی بدهند.

آن ها در پژوهش های خود دریافته اند که مغز انسان چگونه یک لطیفه یا یک شوخی را می گیرد و خنده ، چگونه می تواند واقعاً به صورت بهترین داروها عمل کند.

این محققان دریافته اند که بخش قدامی یا بیرونی قسمت خاکستری رنگ مغز ، قسمتی است که یک موضوع خنده دار بر آن اثر می کند و واکنش خنده را به وجود می آورد.

در این میان دانشمندی به نام رابرت پروواین ، از دانشگاه مریلند در بالتیمور آمریکا، دریافته است که ما در هنگام گفت و گوهای عادی به نسبت بیشتر می خندیم تا با شنیدن جوک و لطیفه که گه گاه پیش می آید.

وی می گوید زن ها معمولاً بیشتر ازمردها می خندند ، چون مردها بیشتر، به گفتن چیزهای خنده دار تمایل دارند.

توصیه هایی برای شادی

شاد بودن آن قدر هم سخت نیست . فرهنگ باستانی ایرانیان بر اساس شاد بودن و شاد کردن پایه گذاری شده است تا انسان ها به توانند قدرتمندتر و تندرست تر زندگی کنند.

روان شناسان می گویند توصیه های زیر به شما کمک می کنند تا شادتر زندگی کنید:

از چیزهای بسیار ساده هم می توان لذت برد و شاد شد. دیدن یک منظره زیبا، یک فیلم قشنگ یا یک دوست خوب هم می تواند انسان را شاد کند.
بهترین حالت را در خودتان و در شرایط موجود اطراف تان پیدا کنید . هیچ کس همه چیز ندارد و هرکس اندوهی دارد که با شادی زندگی آمیخته است . هنر آن است که در شرایط سخت بخندیم.
شما نمی توانید همه را از خود خرسند و خشنود کنید ، پس اجازه ندهید انتقادها شما را نگران کنند.
اجازه ندهید دیگران معیارهایتان را تعیین کنند، خودتان باشید و به چیزی که نیستید، تظاهر نکنید.
کارهای سودمندی که از انجام آنها لذت می برید بیشتر و بیشتر کنید.
نفرت و حسادت را از خودتان دور کنید ، چرا که این دو ، دشمن روح شما هستند، روح شما را اندوهگین می کنند و هیچ اتفاق خوشی هم برایتان نمی افتد.
علایق و دلبستگی های زیادی داشته باشید . اگر مسافرت دوست دارید و نمی توانید بروید ، سینما را امتحان کنید . کتاب های جدید بخوانید ، به پارک بروید یا ورزش و پیاده روی کنید.
گذشته را در گذشته رها کنید ،و تنها از آن پند بگیرید و به خاطرداشته باشید در صورتی که مشکلی پیش آمد، همیشه به یافتن راه حل آن فکر کنیم نه به خود مشکل.
خودتان را به کارهای گوناگون سرگرم و مشغول کنید. کسی که سرش گرم باشد فرصتی برای غصه خوردن ندارد!

دیدگاهتان را بنویسید